خرید بک لینک

درباره سایت

مرنج و مرنجان

امکانات وب

‌ ‌ دوشنبه، پنج و نیم صبح، من و باربد از خونه به سمت اتوبوس بیرون زدیم... ‌ چقدر باربدم برای بسته‌بندی بارم که خیلی زیاد بود، آوردنش تا ایستگاه اتوبوس، سوار کردن و پیاده کردنش از اتوبوس و مدیریت چمدون‌ها بین تکون‌های اتوبوس بین‌شهری تا رسیدن به مقصد، زحمت کشید؛ اون هم با روی باز و بدون اینکه حتی یه لحظه اخمی به صورتش بیاد. دوتا دست‌هاش و بازوهاش رو بوسیدم و ازش قدردانی کردم. ‌ بعضی محبت‌ها را ؛ فقط باید با تمام وجود دید، حس کرد و قدرش را دانست .

برچسب: نویسنده: کیارش یوسفی تاريخ: شنبه 10 مرداد 1405 ساعت: 15:35

صفحه بندی