باربد جان، پسرم ❤️
بیستویک سالگیت مبارک عزیزِ دلِ مامان. ❤️
باربد عزیزم تو را نمیشه با چند جمله توصیفت کنم؛ چون جایگاهت در زندگیام و قلبم، خیلی بزرگتر از واژه هاست. صدالبته برای بابا هم همینطوره.
قلب من ، تو امروز بیستویک ساله شدی. هر وقت بهت فکر میکنم، یک عالمه حس با هم سراغم میاد؛ عشق، دلتنگی، نگرانی، ذوق، غرور و افتخار و یک خوشحالی خیلی وسیع از اینکه تو را دارم.
باربدم، از وقتی مادر شدم، تو بخش عظیمی از زندگی من شدی؛ با آمدنت خیلی چیزها در من عوض شد، خیلی از نگاههایم به زندگی تغییر کرد و خیلی از لحظههایی که برای همیشه در قلبم حک و ماندگار شده، با تو ساختمشون
شاید حالا بیشتر از همیشه بفهمم که دوست داشتنِ تو برای من یعنی چه؛ یعنی با اینکه دلم میخواست لحظهبهلحظه کنارت باشم، از طرفی از ته دلم میخواستم آنقدر قوی و مستقل بشی که بتوانی روی پای خودت بایستی، راه خودت را پیدا کنی و برای رسیدن به رویاهایت قدم برداری.
من و بابا دوریات را به جان خریدارییم؛ دلتنگیمان را پذیرفتیم تا تو بتونی بالهای خودت را باز کنی، بپری و به سمت رویاهایی بری که برایشان تلاش میکنی. برای یک مادر و پدر اصلاً آسون نیست که دردانهی زندگیشون را از خودشون دور ببینن، اما وقتی میبینیم این دوری بخش مهمی از مسیر رشد و ساختن آیندهی تو ، هستش، با همهی دلتنگیمون به آن افتخار میکنیم. ❤️ و هر بار بیشتر از قبل از تصمیمی که در مورد آیندهات گرفتیم، خوشحال میشیم.
این روزها که آنلاین برای یادگیری زبان انگلیسی با هم کار میکنیم و تو معلم خوب منی، یک چیز مهم هم دربارهات فهمیدم؛ اینکه با قطعیت بهت میگم یکی از گزینههایی که میتونی بهش فکر کنی، آموزش دادنه. چون چیزی که من این روزها در تو میبینم فقط تسلطت به زبان نیست؛ تو در تبیین دادن، انتقال مطلب، صبر و حوصله و ارتباط برقرار کردن با کسی که داری بهش آموزش میدی، توانایی خیلی خوبی داری. به نظرم اینها قابلیتهای یک آموزشدهندهی خوبه و میتونه آموزش دادن رو به یکی از گزینههایی تبدیل کنه که در آینده، در کنار علایق و مسیر اصلی زندگیت جدیتر بهش فکر کنی.
زبان فقط یکی از چیزهایی است که این روزها از تو یاد میگیرم. در خیلی از موقعیتهای دیگه زندگی هم بارها از نگاهت، از طرز فکرت و از انتخابهایت چیزهای زیادی یاد گرفتم. شاید به همین دلیله که وقتی بخوام دربارهی چیزی فکر کنم یا برای مبحثی تصمیم بگیرم، تو بعد از بابا یکی از اولین آدمهایی هستی که به ذهنم میرسی که باهاش مشورت کنم، چون نظر تو برایم اهمیت ویژهای داره. ❤️
این برای من حس قشنگیه که پسری که سالها با عشق بزرگش کردم، امروز خودش آنقدر رشد کرده و به بلوغ رسیده که میتونم در خیلی از مسائل زندگی روی فکر و نظرش حساب کنم.
پسر خوبم، هیچ فاصلهای نمیتونه از آن چیزی که بین یک مادر و پسرش هست کم کنه. تو هر جای دنیا که باشی، همیشه یک جای ثابت و محکم در قلب من داری.
دلم میخواهد سالم و خوشحال باشی، دلت آرام باشه، خودت و مسیر زندگیات را دوست داشته باشی و هر روز بیشتر از قبل بفهمی که چقدر ارزشمند و دوستداشتنی هستی.
فقط یک چیز را برای همیشه گوشهی ذهنت و ته دلت داشته باش و هیچوقت یادت نره:
من، مریم، مادرت، در هر سن و هر جای دنیا که باشی، داشتنت برایم یکی از بزرگترین خوشبختیهای زندگیام بوده و همیشه خواهد بود. تو برای من یکی از عزیزترین و عمیقترین داشتههای زندگی منی و همیشه، تا هر زمانی که باشه، از اینکه تو را دارم به خودم و زندگیام میبالم. ❤️
تولدت مبارک باربد جانم. ❤️
بیستویک سالگیت مبارک پسرم، عزیزترین ، برای من و بابا
دوستت داریم؛ بیشتر از چیزی که بشه با کلمهها گفت. ❤️
مریم و حسن
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
پیام تبریک حسن به باربد :
نویسنده:حسن چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ ساعت: ۱۲:۱۴
مریم عزیزم
ممنون از این دلنوشته مثل همیشه زیبا و احساسی
و از تو بابت مادریت سپاسگزارم و اینکه با وجود مشکلات فراوانی که داشتی، چنین فرزند درستی را پروراندی
بر دستان تو بوسه میزنم.
باربد جان،
بیست ویک ساله شدی
بزرگ شدی
و ما خوشحالیم از این بالندگی
که مسیر خودت را به سمت آینده میسازی
در تولد بیست و یک سالگیَت آرزو میکنم
دلت آرام باشد و راهت روشن،
و از زندگیت لذت ببری.
بی اندازه دوستت داریم
تولدت مبارک عزیزم
بیست و هشتم مردادماه یکهزار و چهارصد و پنج
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
پیام باربد به من و حسن:
مامان و بابای عزیزم خیلی ممنونم برای این همه محبت و حرفای قشنگتون. واقعاً خیلی خوشحالم کردید.❤️❤️
منم خیلی دوستتون دارم و برای همه زحمتها، حمایتها و اعتمادتون از هر دوتون ممنونم. ❤️
امیدوارم همیشه سالم و خوشحال باشیم و کنار هم کلی خاطره خوب داشته باشیم.
من هم دلم تنگ شده و خیلی دوستتون دارم ❤️
برچسب:
نویسنده: کیارش یوسفی